الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

283

الغدير ( فارسي )

و گفتند : اين سرور انسانها است . اى بد مردم ! پاداش پيغمبر را در برابر نعمت پر ارزش قرآن و سوره‌هاى آن اينچنين بايد داد كه چون رحلت فرمود مانند گرگى كه بر گوسفندان « ذى بقر » ( 1 ) شبانى كند ، بر فرزندان او خلافت كنيد ؟ يحيى گفت : مأمون در اين هنگام مرا در پى كارى فرستاد چون رفتم و برگشتم دعبل سخنش را به اينجا رسانده بود كه : از قبائل « ذى يمن » و « بكر » و « مضر » كه من آنها را مىشناسم ، قبيله اى نماند كه در خون خاندان پيغمبر شريك نباشد ، همچون قمار بازانى كه در لاشهء شتر شريكند . از كشتار و بزنجير كشيدن و از ترساندن و ويرانگرى با دودمان پيغمبر همان كردند كه سربازان اسلام در سرزمين روم و فرنگ مىكنند ، خاندان اميّه را در كشتارشان معذور مىدارم ولى براى بنى عباس عذرى نمىبينم چه آنها مردمى بودند كه نخستين فردشان را بر اساس اسلام كشتيد و چون آنها چيره شدند ، كافرانه انتقام گرفتند . فرزندان اميّه و مروان و خاندان آنها مردمى همه كينه توز و ستمگرند . آنگاه كه به نيازى مذهبى در انديشه ماندن در جائى هستى ، در كنار قبر پاكى كه در طوس است بمان . در طوس دو گور است : يكى از آن بهترين مردم و ديگرى متعلق به بدترين آنها و اين پند آموز است . آن پليد را از جوار اين پاك سودى نرسد و نزديكى آن ناپاك به اين وجود تابناك زيانى نزند . چه هر كس در گرو دست آورد خويش است و تو هر يك از نيك و بد را كه

--> ( 1 ) - اسم جائى است .